theme wordpress
خبر برتر

طلوع خورشید از درون کعبه …علی علیه‏ السلام می ‏آید

ساقه‏ های نیلوفری از پایه‏ های عرش بالا رفته و سریر ولایت را به عطر وجودی خود آراسته ‏اند، تا او بیاید و بر تکیه‏ گاه پوشیده از رازقی آن تکیه زند. درون کعبه چه غوغایی است امروز! ملائک، بال در بالْ گستره آسمان‏ها را پوشانیده‏ اند و جبرائیل و میکائیل و اسرافیل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسایند! طنین نام او هلهله شادی ملائک است. جام‏ های افلاکیِ عاشقان به سوی او می‏آیند و گیسوان سیاه شبْ به یُمن وجود او گل خنده‏ های نقره ‏ای را در میان آبشار آسمانی‏اش تقسیم می‏ کند؛ چرا که علی علیه‏ السلام می‏آید!…

آسمان جلال و شکوه خاصی داشت. در پهن دشت وسیعش افق و کرانه ‏ای به چشم نمی‏خورد و سکوت اسرارآمیزی بر همه جا دامن گسترده بود.

نسیم ملایمی که از قلّه حِرا بر می‏ خاست، اندام خود را بر چهره سخت و شکننده ابوقبیس می‏ سایید و با رقصِ دل انگیزی به دامنه کوه می‏ غلطید و گونه‏ های آفتاب زده «کعبه» را نوازش می‏ داد.

خانه خدا با جبروت و عظمت خود، درخشش وصف ناپذیری به این سرزمین خشک و سوزان بخشیده بود و همگان در برابر شکوه و عظمت بی‏ نظیرش سر تعظیم و تکریم فرود آورده بودند.

در میان سیل مردم از پیر و جوان، که با احترام خاصی، در دوّمین جمعه ماه رجب، در گرداگرد خانه خدا مشغول طواف بودند؛ زنی حامله با چهره‏ای شکسته، به دور کعبه معظّمه بی‏ تابانه می‏ گردید، با انگشتان لرزانش به سوی کعبه اشاره می‏ رد و در حالی که قطرات اشکَش سیل آسا بر گونه‏هایش سرازیر بود، زیر لب می‏ گفت:

«پروردگارا ! به تو ایمان آورده‏ ام و به آنچه کتاب و پیامبر از سوی تو آمده ایمان دارم.»

«پروردگارا ! من به آیین جدّم حضرت ابراهیم خلیل، که بنیانگذار این خانه کهن است، ایمان دارم.»

«پروردگارا ! تو را سوگند می ‏دهم به حق بنیانگذار این بیت و به حق این مولودی که در شکم دارم، این زایمان را بر من آسان بگردان !»

دیدگان کنجکاو، او را می‏دید و گوش های تیز شده سخنانش را دنبال می‏ کرد، حسّ کنجکاویِ همگان تحریک شده بود که ناگهان فریاد تعجّب از همگان بر خاست و به دنبال آن سکوت سنگینی بر همگان حکمفرما شد. آب در گلوها خشکید. حیرت و تعجّب بر چهره‏ ها نقش بست. نفس ‏ها از سینه ‏ها بیرون نمی ‏آمد.

کسی جرأت نداشت که مهر سکوت را بشکند و بگوید: لحظه‏ ای پیش، دیوار کعبه شکافته شد و زن حامله ‏ای به درون کعبه رهنمون شد!

چه کسی باور می‏کرد که سنگ خارا آغوش بگشاید و زن حامله‏ ای را در خود جای دهد؟!

زمانی حیرت و تعجب افزون شد که تلاش کلید داران حرم، در گشودنِ قفلِ درِ کعبه به نتیجه نرسید !

لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده می‏ شد، تا از فرجام این راز آگاه شوند.

پس از سپری شدنِ مدتی نسبتا طولانی، یکبار دیگر همان سنگ خارا آغوش باز کرد و سیمای درخشان «فاطمه بنت اسد» در حالی که «مولود کعبه» را در آغوش داشت، از درون کعبه طالع گردید.

صدای تکبیر اوج گرفت و در همه جای مکّه طنین انداخت.

غرور و شرف چون هاله ‏ای سنگین بر سرِ مولود بال گسترده بود و در سیمایش موجی از خنده در دریای اشک شنا می‏ کرد.

حضرت ابوطالب در حالی که برق شعف از دیدگانش بیرون می‏زد، بانگ بر آورد:

«اَیُّهَا النّاسُ! وُلِدَ [اللّیْلَهَ] فِی الْکَعْبَهِ وَلیُّ اللّه‏»

«هان ای مردمان! (امشب) ولیّ خدا، در خانه خدا، دیده به جهان گشود.»

این حادثه پر شکوه و بی‏ نظیر تاریخِ آفرینش، به روز جمعه، سیزدهم ماه رجب، در سی‏امین سال حمله ابرهه به خانه خدا (عام الفیل) اتّفاق افتاد.

  • میلاد امام علی(ع) آغازگر اشاعه عدالت و مردانگی و معرفT والاترین الگوی شهامت و دیانت، روز مرد و روز پدر بر عاشقانش مبارک باد .
print
Print Friendly, PDF & Email

نوشته های مشابه

بستن
بستن